حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

782

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

شنبه 29 صفر 1325 قمرى از تهران : يوسف مغيث السلطنه به شوشتر : رضا قلى خان سردار مكرم تصدق آستان مباركت شوم وضع تهران رويهم رفته تعريف ندارد و آخوندها و سيدها هنگامه مىنمايند . دو نفر آخوند چند روز قبل شرب كرده بودند ، آقا سيد ريحان الله زدند . چند نفر سيد بخانهء بعضى از فواحش ريخته‌اند ، اسباب آن‌ها را غارت نمودند و به آن‌ها خيلى اذيت كردند . به دكان بعضى از ارامنه ريخته‌اند ، مشروبات آن‌ها را شكسته و خيلى اذيت به آن‌ها نموده‌اند . از هر سرى فريادى بلند شده است . مردم قدرى آسيد عبد الله را دنبال كرده‌اند و مىگويند رشوه و تعارف مىگيرد . و در هر محله و هر خانه چند نفر جمع مىشوند و مجلس مىنمايند و بر ضد دولت و ملت ، هرچه دلشان مىخواهد ، مىگويند . چون روزنامهء مجلس فرستاده شد ، البته ملاحظه خواهيد فرمود ، از مذاكرات مجلس تا يك اندازه ميزان حال تهران و وضع ولايات را بدست خواهيد آورد . از دولت هم ابدا صدائى بلند نمىشود . بعضى را عقيده اين است كه دولت سكوت اختيار كرده است تا آنكه مردم منقلب نشوند . از اين مجلس و اين طرز حاليه ، فايده و نتيجه براى كسى حاصل نمىشود . دو سه روز شاه به واسطهء پادرد از اندرون بيرون نيامد ، گمان بعضى اين بود و هست كه شاه ، بعلاوهء پادرد ، به واسطهء بعضى مذاكرات اهل مجلس تعرض نموده است . مجلسىها هم كه خودشان نمىدانند چه مىگويند و چه مىكنند . واقعا اگر يكى دو ماه ديگر به همين حال باشد ، كسى صاحب مال و جان نيست ؛ به علت آنكه تا به حال حكايت زمستان و سرما و برف بود ، از حالا به بعد ، اين علت رفع و حاصل كم‌كم بدست مىآيد ، دزد و اشرار هم همچو روزى را غنيمت مىشمارند . در اين صورت ، معلوم است به كجا خواهد رسيد . اهل تنكابن با كسان سپهدار كار را به جائى رسانيدند كه نان و آب را به روى آن‌ها بستند ، عاقبت حكومت آنجا را به معتمد الدوله دادند و حال آنكه ، تمام تنكابن ملك سپهدار است . سيف السلطان مىگفت ، بعضى از دهات تبريز به كلى از دادن حقوق مالك انكار كرده ، مباشر ملك را جواب داده و از ده بيرون كرده‌اند و صاحبان ملك هم قدرت نفس كشيدن ندارند . ملاحظه فرمائيد اگر اين رعيت تودهنى نخورد ، عاقبت چه خواهد شد . اعتقاد بعضى اين است كه عاقبت ، دولت با مردم سختى خواهد كرد . ديگر به كجا منجر شود ، دانا خداوند است . شهرت دارد ، آسيد عبد الله مبلغى از ركن الدوله گرفته ، حكومت خراسان او را تصويب كرده ، مبلغى هم از حاجى سيف الدوله گرفته ، با او در باب حكومت كرمانشاهان همراهى كرده است . حتى دو سه روز قبل ، مردم مصمم بوده‌اند كه به خانهء سيد عبد الله بريزند ، از اطراف جلوگيرى كرده‌اند . عجالتا تا يك اندازه مردم ساكت شده‌اند ؛ ولى بقدرى مردم مستعد و حاضر شده‌اند براى فتنه و فساد ، كه اگر خداى نخواسته صدائى بلند شود ، دور نيست كه جوىهاى خون جارى شود . شهد الله تعالى اين مردم مستحق هستند كه خداى